افتتاح کالسکه
دخترم 165 امین روز زندگیت کالسکه ات را افتتاح کردی
تا الان که هوا خیلی سرد بود نمیتونستیم با کالسکه تورو بیرون ببریم البته اونروزی که با کالسکه رفتیم بیرون زیاد هم هوا خوب نبود
عزیزم تو هم سرما خورده بودی
رفتیم نصف راه تا ببینیم چیزی واسه خرید پیدا میشه چندتا مغازه که رفته بودیم تو گریه کردی
بابایی مجبور شد کالسکه رو ببره بزاره ماشین
تورور خودش بغل بگیره
اونجا هم گشنت شده بود که تو یه مغازه که فروشندش خانم بود بهت شیر دادم ماشالا مگه سیر میشدی
یه کم گشتیم بعد برگشتیمم خونه تو خونه فهمیدیم که میله پشتی کالسکه که با اون صندلی اونو تنظیم میکنن افتاده هرکاری کردیم نتونستیم جاش بندازیم
فعلا اونطوری مونده اگه درست کردیم حتما تو وبلاگت خبرش میدم







افتتاح کالسکه 