آیلینآیلین، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

دخترم ثمره عشق مامان و بابا

واکسن دو ماهگی

روزهایی که قرار بود ببرم تا واکسن دوماهگیت بزنن خیلی استرس داشتم بعد واکسن اصلا نمیتونستم چهرتو نگاه کنم وقتی نگات میکردم گریم میگرفت این عکس بعد قطره فلج اطفالت گرفتم                                                                ما اونموقع تهران و خونه عزیزت بودیم صبح ساعت 8 بود که با عزیزت رفتیم درمانگاه نوبت گرفتم اول اندازه قد و وزن...
3 اسفند 1392

روز اول تولد

ای تنها دلیل رد کردن هر دلیل و ای تنها بهانه آوردن هر بهانه دیوانه مهربانی توام......... ای بهترین چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوبتر شد که دنیای من شدی پس برای من بمان و بدان که تو تنها بهانه برای بودنی بهترین آهنگ زندگی من تبش قلب توست و قشنگ ترین روزم روز شکفتنن تو وجودت واسه من یه معجزه ست / مثل تو هیچ کجا پیدا نمیشه روز میلاد قشنگت میمونه / توی تقویم دلم تا همیشه . . .   ...
3 اسفند 1392

دعایی برای دختر نازم

ای خدای مهربان  این نوگل گلستان محبتت را از شبنم عنایت تر و تازه بفرما و این تازه نهال بوستان هدایت را به تربیت باغبان احدیت پرورش ده و این شاخ سبز را در گلشن الطاف مزین به شکوفه و برگ کن و این دردانه معرفت را در آغوش صدف رحمت بپرور ...   ...
3 اسفند 1392

برای دختر می نویسم

 یک درختم.نه پیر و نه جوان.در میانه ام.در آغوشم نهالی مدتی است جوانه کرده.نهالی که از من ریشه دارد.کوچک است و جوان.همه احساسم است. منه درخت  گاهی برایش گرمم مثل خورشید .گاهی خشمگین مثل طوفان.گاهی ابری مثل باران. آن زمان که ریشه ام را در میان ریشه های کوچکش می دوانم تا در خاک هر چه بیشتر استوار شود با خود می اندیشم که در درونش چه چیز به ارمغان خواهم گذاشت.مادریم را.عشقم را.احساسم را یا خشمم را.اما هر چه هست می بالم به او.آن زمان که من طوفانم یا که باران او خورشید من است.از خود می پرسم که او در من چه به یادگار می گذارد؟ مست می شوم از گرمایش .مهرش ... ای کاش مثل او من هم نهالی می شدم پر از بخشش.پر از گرمای لذت ...
3 اسفند 1392

دختر یعنی

دختر ، خاطرات شاد و خوشی گذشته لحظات شاد حال و امید آینده است  دختر یعنی کوه احساس یعنی دریای لطافت یعنی اوج مهربانی یعنی حساس ترین گل دنیا دختر یعنی واژه محبت و یعنی رحمت یعنی برکت یعنی بازماندگان شايسته دختر بودن یعنی یه دنیا شور یه دنیا عشق و  احساس که نمیخوای فدای هر مدعی عشقی کنی   دختر بودن یعنی اولین مرد زندگیت بشه پــدر که مثل کوه با صلابت مردانه اش تو را در آغوش می گیره و آنگاه که دلت از دنیا پره محکم بغلت کنه و  آروم در گوشت بگه  نگاه کن تو توی آغوش منی دلت قرصه تا وقتی من و خدا رو داری و آروم موهاتو نوازش کنه و معصومانه تو آغوشش به خواب بری... دخترم، شاید شبی درخشش گ...
3 اسفند 1392

شب چله

دخترم اولین شب چله زندگیت همراه مامان و بابا تهران خونه عزیز تجربه کردی روز خوبی بود همه بودیم ولی تو دلدردات همچنان ادامه داشت و اون شب نیز دلدت درد میکرد و من بیشتر به فکر حال تو بودم واسه همین زیاد به من خوش نگذشت.                              ...
29 بهمن 1392